العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

62

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

ميداد عرضكردند چرا چنين صدقه‌اى ميدهى اين آيه را قرائت نمود لَن تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون . « 1 » امام عليه السلام خودش اين دو را دوست ميداشت . حضرت صادق فرمود على بن الحسين انگور را دوست ميداشت مقدارى انگور بمدينه آوردند يكى از كنيزان آن سرور قدرى خريد هنگام افطار خدمت امام آورد آن جناب خوشش آمد قبل از اينكه دست دراز كند گدائى رسيد فرمود تمام انگور را ببر براى او ، عرضكرد يك مقدار او را كافى است فرمود نه به خدا همه را ببر انگور را برد براى فقير . فردا باز خريده آورد آن روز نيز گدائى آمد همه را بگدا داد باز براى امام خريد در شب سوم براى آن جناب آورد آن شب گدائى نيامد امام انگور را ميل نموده فرمود از دست ما نرفت ستايش مر خداى را . حضرت باقر فرمود پدرش على بن الحسين دو مرتبه مالش را با خدا تقسيم نمود زهرى گفت پس از فوت على بن الحسين در پشت مباركش يك اثر يك كار مداوم كه پوست بدن را سخت مىكند ديدند معلوم شد كه شبها براى همسايگان ضعيف و ناتوان خود آب كشى ميكرده . عمرو بن ثابت گفت پس از فوت على بن الحسين در موقع غسل ديدند يك سياهى بر پشت مبارك آن آقا است سؤال كردند اثر چيست گفتند انبان آرد را شبها بر پشت مينهاد و به فقراء مدينه ميداد . پس از گذشت زمستان لباس زمستانى خود را صدقه ميداد و بعد از گذشتن تابستان لباس تابستانىاش را . لباسهاى خز ميپوشيد . عرضكردند آقا اين لباسها را به كسى ميدهى كه قدر و قيمتش را نميداند خوب است بفروشى و پول آن را صدقه بدهى ميفرمود دوست ندارم لباسى را كه با آن نماز گزارده‌ام بفروشم .

--> ( 1 ) آل عمران 92 بمقام نيكوكاران نميرسيد مگر اينكه آنچه دوست داريد انفاق كنيد